تبليغاتX
فضائل اهل البیت -علیهم السلام -

فضائل اهل البیت -علیهم السلام -

جرعه ای از دریای فضائل و مناقب آل الله

شهادت امام الساجدین علیه السلام تسلیت میگویم

شهاددت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در روز در سال ۹۴ هجری در سن ۵۷ سالگی واقع شده است وقول دیگر ۲۵ محرم است که خواهد آمد(توضیح المقاصد ص۳)
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 12:26  توسط عاشق علی  | 

حدیثی از مولایمان امام باقر (علیه السلام)

علامه مجلسی(قدس سره) در کتاب شریف بحار الانوار می نویسد: از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که آن حضرت درباره آیه شریفه«وَانّی لغفارُ لِمَن تابَ وَ آمنَ وعمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهتَدی»(س طه آیه 82) ((هر آینه من آمرزنده ام کسی را ه توبه کند وبه سوی من بازگشت نماید وایمان آورد وکار نیکو انجام دهد سپس به راه هدایت رود)) فرمود:مقصود اینست که به ولایت اهل بیت(علیهم السلام) راه پیدا کند وهدایت شود

(تاویل الایات :1/316ح11 بحار الانوار:24/148 ح26 تفسیر برهان: 3/40 ح5)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 23:59  توسط عاشق علی  | 

خزعبلات صحیح مسلم کتاب ارزشمند اهل سنت

(نمونه دیگر) حضرت موسى سيلى بر صورت عزرائيل مى نوازد:

 قريب به اين اسطوره، قضيّه اى است كه ابوهريره نقل مى كند كه حضرت موسى هنگام قبض روح، چنان سيلى به صورت عزرائيل نواخت كه چشم او از حدقه بيرون پريد، و او به خداوند از دست حضرت موسى شكايت نمود وگفت: اگر موسى مورد عنايت تو نبود، من هم با وى به سختى برخورد مى كردم.

عن أبي هريرة، قال: أرسل ملك الموت إلى موسى (عليه السلام) فلمّا جاءه صكّه ففقأ عينه، فرجع إلى ربّه فقال أرسلتني إلى عبد لا يريد الموت، قال: فردّ اللّه إليه عينه.
یک سئوال از اهل سنت آیا حضرت موسی پیامبر واقعاچنین کاری کرده است؟؟؟!

(صحيح مسلم، ج 7، ص100، كتاب الفضائل باب فضائل موسى)

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 13:36  توسط عاشق علی  | 

پیوند آسمانی حضرت زهرا وامیرالمومنین

ازدواج امیر المومنین وحضرت زهرا(سلام الله علیها)

دراین روز در سال2هجری آقا وسرورما خاتم الانبیاء(صل الله علیه وآله) امیر المومنین رابه سیده نساء عالمین زهرا بتول عذراء تزویج فرمود(تتمه المنتهی ص137)وبه روایتی دیگر هم۶ذی الحجه میباشد

 امام صادق(علیه السلام) فرمودند:((اگر خداوند متعال امیر المومنین (علیه السلام)را خلق نمی کرد در تمام زمین انسانی که کفو وشایسته همسری با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) باشد یافت نمیشد))(امالی شیخ طوسی ج1ص29-42 کشف الغمه ج1ص472 به نقل از پیامبر)

 از امام حسین (علیه السلام) روایت شده که فرمود روزی حضرت رسول (صل الله علیه وآله) در خانه ام سلمه بود فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح وتقدیس خداوند بود او عرض کرد:من صرصائیلم خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شنا بگویم ((نور را بانور تزویج کن)) حضرت فرمود:(( چه کسی را با چه کسی)) گفت:فاطمه را با علی بن ابی طالب لذا پیامبر فاطمه را در حضور جبرئیل ومیکائیل وصرصائیل به عقد علی (علیه السلام) در آورد واین عقد در زمین بود

دراین هنگام پیامبر (صل الله علیه آله) به میان شانه های صرصائیل نکریست ودید نوشته است((لااله الا الله محمد رسول الله علی بن ابی طالب مقیم الحجه)) فرمود ای صر صائیل از کِِِی این بین شانه های تو نوشته شده؟ گفت: دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند( بحار الانوار ج43 ص123)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 14:1  توسط عاشق علی  | 

اسوه مدافعان حریم ولایت

 

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله شیخ «جواد کربلایی» از اساتید سرشناس اخلاق در شهر تهران شب گذشته در سن 90 سالگی دارفانی را وداع گفت.

گفتنی است این عالم ربانی که از شاگردان حضرت آیت الله خوئی و از آخرین شاگردان آیت الله سید «علی قاضی» بود، بر اثر بیماری کلیه و کبد و کهولت سن در بیمارستان بقیه الله (عج) درگذشت. شیخ جواد از اساتید عرفان و اخلاق و نیز از نزدیکان به آیت الله بهجت نیز به شمار می رفت.

این عالم ربانی آثار نفیسی مانند کتاب «الأنوار الساطعة» که کتابی است در شرح زیارت جامعه کبیره در پنج جلد تألیف نموده اند.

قابل ذکر است پیکر مطهر این عارف ربانی بعد از غسل و تکفین در منزل شخصی در خیابان قیام تهران، به سمت مسجد محل نماز جماعت ایشان تشییع خواهد شد و پس از آن برای تدفین به شهر مقدس قم منتقل می شود. ایشان در گلزار شهدای قم دفن خواهد شد.

شایان ذکر است مجالس اعلام برائت که هر ساله در منزل ایشان در تهران برگزار می شد، زبان زد علاقمندان بود.

به نقل از سایت شیعه آنلاین

در گذشت آیت الله حاج شیخ جواد آقا کربلایی(حنایی) استاد اخلاق ومدافع حریم ولایت و امامت را به محضر حضرت بقیة الله اعظم  تسلیت عرض مینمایم 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 14:7  توسط عاشق علی  | 

شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام

آخر ذوالقده شهادت جواد الائمه(علیه السلام)

در این روز در سال 220 هجری امام جواد (علیه السلام) به زهر مغتصم به شهادت رسیدند وهنام شهادت از سن مبارکشان 25 سال وسه ماه و12 روز گذشته بود(ارشاد ج2ص295اعلام الوری ج2ص106 اصول الکافی ج2ص541) بعد از شهادت حضرت رضا (علیه السلام) مامون جواد الائمه را به بغداد طلبید ودخترش ام الفضل را به آن حضرت تزویج نمود پس از مدتی آن حضرت از سوءمعاشرت مامون که بسیار ناراحت بودند برلی حج به مکه تشریف بردند سپس به مدینه رفتند ودر آنجا بودند تامامون به درک واصل شد ومعتصم برادرش خلیفه شد

معتصم حسادت خاصی به آن حضرت داشت وآن امام معصوم را به همراه ام الفضل ملعون به بغداد احضار کرد آن حضرت  در حضور اکابر شیعه وثقات اصحاب خود در مدینه امام هادی (علیه السلام) امام معرفی کردند ودایع امامت راتسلیم ایشان نمودند ودر 28 محرم سال 220 وارد بغداد شدند ام الفضل ملعون به تحریک عمویش معتصم به قولی جعفر بن مامون(خلاصه ای از قلائد النحور ج ذی القعده ص279)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 12:23  توسط عاشق علی  | 

فضیلت حضرت جواد علیه السلام

فضائل حضرت جواد الائمه علیه السلام

طبری درکتاب (دلائل الامامه)ازذکریا بن آدم نقل کرده است گفت درخدمت حضرت رضا (علیه السلام) بودم که حضرت جوادرا در حالیکه سن شریف او کمتر از 4 سال بود نزد او آوردند دست خود را بر زمین زد سر مبارکشان به طرف آسمان بلند رد ومدتی در فکر فرورفت.

حضرت رضا (علیه السلام) فرمود:فدایت شوم در چه باره این قدر فکر میکنی؟ درآن رفتار زشت وظالمانه ای که با مادرم فاطمه (سلام الله علیها) نمودند به خدا قسم آن دونفر را ازقبر بیرون می آورم بدن آنها را به آتش میسوزانم وخاکسترش را بر باد می دهم وآن هارا در دریاسرازیر می کنم حضرت رضا (علیه السلام) اورا در بر گرفتند وبین دوچشم اورا بوسیدند وفرمودند :پدر ومادرم بفدایت تو شایسته وسزاوار منصب امامتی (نوادر المعجزات 183ح10 دلائل الا مامه 400 ح18 بحار الانوار 50/59 ح34)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 12:2  توسط عاشق علی  | 

خزعبلات صحیح مسلم کتاب ارزشمند اهل سنت

نمونه دوم : ام حرام، همسر عبادةبن صامت بود و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي رفت منزل او و ام حرام غذا درست مي كرد و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خورد، يك روزي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) سر خود را گذاشتند روي زانوي ام حرام و او سر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را تفتيش مي كرد و شپش هاي سر او را جدا مي كرد.

صحيح مسلم، ج6، ص49


حال پیامبر در خانه یک نامحرم چه کار میکند دلیلش چیست ؟ سر خود را گذاشتند روي زانوي یک نامحرم ایا اشکال !!! ندارد ؟ در سرش شپش است جستجو میکند ؟ ایا خلق عظیم یا اسوه حسنه برادران اهل سنت همچین فردی میباشد ؟؟؟؟؟به خدا قسم که تمام این سخنان جز کذب اهل سنت وصحیحینشان نیست که آبروی اسلام رابرده اند


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 14:38  توسط عاشق علی  | 

فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام ازکتب اهل سنت

تکرار دعای حضرت موسی توسط پیامبر(صل الله علیه وآله) ((به زبان اهل سنت))

طبری میگوید: از اسما بنت عمیس روایت شده: که من از رسول خدا شنیدم که میفرمود :بارالها من همان را می گویم که برادرم موسی گفت: خدایا وزیرم را از اهلم قرار ده برادرم علی قرارده پشتوانه مرا باوی محکم گردان واورا شریک در کارم ساز تاتورا بسیار تسبیح گویم وبسیار ذکر کنیم که تو به حال ما بصیری.(ریاض النضره ج2ص163 به نقل از احمددر مناقب)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 17:14  توسط عاشق علی  | 

خزعبلات صحیح مسلم کتاب ارزشمند اهل سنت

  در كتاب صحيح مسلم و بخاري كه مي فرمائيد أصح الكتب بعد از قرآن است، نقل مي كند از قول عايشه كه:

كان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مضطجعا في بيتي كاشفا عن فخذيه أو ساقيه، فستأذن ابوبكر، فأذن له و هو علي تلك الحال؛ فتحدث ثم استأذن عمر، فأذن له و هو كذلك؛ فتحدث ثم استأذن عثمان، فجلس رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و سوي ثيابه؛ قال محمد و لا أقول ذلك في يوم واحد فتحدث؛ فلما خرج، قالت عايشة: يا رسول الله! دخل أبوبكر، فلم تهتش له و لم تباله؛ ثم دخل عمر، فلم تهتش له و لم تباله؛ ثم دخل عثمان، فجلست و سويت ثيابك؛ فقال الا استحيى من رجل تستحي منه الملائكة.



رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) آن روز كه نوبت من بود، در خانه خوابيده بود، بطوري كه ران حضرت كاملا نمايان بود؛ آقاي ابوبكر آمد و گفت يا رسول الله اجازه داخل شدن مي دهيد و رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) اجازه داد، و ران رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) هم همينطور باز بود؛ با او صحبت كرد و بعد آقاي عمر اجازه ورود خواست و رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) اجازه داد و رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) در همان حال بود؛ با او هم صحبت كرد و در اين هنگام جناب عثمان هم آمد و رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) تا عثمان را ديد، بلند شد و نشست و لباسش را درست كرد و رانهايش را پنهان كرد؛ سپس آنها با هم صحبت داشتند و بعد رفتند؛ از رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) پرسيدم كه وقتي ابوبكر داخل شد، عكس العمل و اهميتي نشان ندادي و رانهايت همانطور بود؛ بعد از آن عمر آمد و باز هم اهميتي ندادي؛ اما چرا وقتي عثمان آمد، بلند شدي و نشستي و لباس هايت را روي رانت كشيدي؟ رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) گفت: عايشه! آيا خجالت نكشم از مردي كه ملائكه از او خجالت مي كشند؟!

صحيح مسلم، ج7، ص117، ح6103




حالا چرا پیامبر از پدر عایشه ، خلیفه اول خجالت نمیکشد نمدانیم یا از جناب عمر هم همین طور ؛ ولی از عثمان خجالت میکشد؟

واین تهمت های است که اهل سنت وصحیح مسلم به رسول خدازده اند


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 16:15  توسط عاشق علی  |