فرار ابوبکر از جنگ احد از روایات مسلم اهل سنت

عایشه میگوید:

 پدرم ابوبکر (خلیفه اول اهل سنت) به یاد جنگ احد می افتد گریه می کند ومیگوید من اولین کسی بودم که از جنگ فرار کردم ( کنز العمال ح 030025)

((اهل سنت روایات متعددی در این باره نقل کردند و از مسلمات است))

( السبعه من السلف ص 39و41))

واین در صورتی است که خداوند متعال در آیه 14و15سوره انفال که درباره جنگ بدر نازل شده حجت را  اینچنین تمام کرده است:

ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به انبوه کافران درمیدان نبرد روبروشدید به آنها بشت نکنید* وهرکس در آن هنگام به آنها بشت کند_ مگر آن که هذفش کناره گیری از میدان برای حمله مجدد ویا به قصد بیوستن به دوهی (از مجاهدین) بوده باشد ( چنین کسی) به غضب خدا رفتار خواهد وجایگاه او جهنم وچه جایگاهی است

قضاوت باشما!!!!!!

امر بدون تدبیر اهل سنت به زبان خلیفه اهل سنت

امر بدون تدبیر اهل سنت به زبان خلیفه اهل سنت

عمر بن خطاب خلیفه دوم اهل سنت گفت:

بیعت با ابوبکر -خلیفه اول اهل سنت- امری بدون تدبیر و مشورت و دقت بود که خدا

مسلمانان را از شر آن محفوظ داشت پس هرکس چنین کاری را تکرار کند او را بکشید

صحیح بخاری باب رجم الحبلی حدیث ۶۶۸۱-نرم افزار مکتبه الحدیث الشریف-

مسند احمد بن حنبل حدیث ۳۹۳-نرم افزار مذکور بالا-

تاریخ طبری سنه ۱۱

پیام مخصوص خوانندان محترم وبلاگ

با عرض سلام و خسته نباشید به خوانندگان محترم

در این وبلاگ در نطر داریم که در کنار نشر و بیان قطره های فضیلت اهل بیت پیامبر صل الله علیه وآله سلسله مباحثی را با نام بزرگان اهل سنت را بهتر بشناسیم را تهیه وتنظیم نموده و در اختیار دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام قرار دهیم

شایان ذکر است این سلسله مباحث را از قلم و روایات اهل سنت نقل خواهیم نمود و به گفته آنان درباره بزرگانشان نظیر خلفای ثلاثه و دختران و سایر خلفایشان بسنده می کنیم

باشد که مورد رضایت الله متعال قرار گیرد انشالله

اللهم العن الجبت و الطاغوت

اللهم عجل لولیک الفرج

آرزوی خلیفه دوم اهل سنت به نقل از اهل سنت

آرزوی خلیفه دوم اهل سنت درباره نجاست بودن و آدم نبودن

به نقل از متقی هندی در کنزل العمال از صحاک نقل است عمر می گفت: ای کاش گوسفند قومی بودم مرا چاق می کردند و وقتی عزیز ترین قومشان نزد ایشان می آمد مرا ذبح می کردند نصفم را کباب  خشک می کردند سپس مرا می خوردند آنگاه مدفوع میشدم و اصلا بشر نمی شدم

کنزل العمال جلد۶صفحه۳۴۵

آیا این کلام خلیفه دوم را می توان با مفاد آیه قرآن تطبیق داد که می فرماید:ویقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا  سوره نبا آیه 41

و کافر در آن روز (روز عذاب قیامت)آرزو کند که ای کاش خاک بود (تا به عذاب نسوزد)

گرامیداشت سوم شوال الکرام

به درک واصل شدن متوکل عباسی

سوم شوال سال 247 هجری در شب چهارشنبه

متوکل عباسی ملعون

به دست فرزندش به درک واصل شد

مدت خلافت غاصبانه او چهارده سال و 10 ماه و عمر بی برکت کثیف او چهل و یکسال بود

متوکل بعد از واثق در سال 232 به خلافت نشست و در ایام او لهو ولعب و طرب مخصوصا در مجلس او بسیار بود

متوکل با قرار دادن والی خبیثی در مکه و مدینه دستور داد کسی به آل علی علیه السلام احسان نکند و اگر کسی کوچکترین احسان کند سخت عقوبت شود به حدی عرصه بر علویان تنگ شده بود که لباس زنان علوی کهنه و پاره و پیراهن سالمی برای خواندن نماز را به نوبت می پوشیدند

از اعمال زشت دیگر متوکل این بود که همیشه در همه جا امیرالمومنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه  را به بدی یاد می کرد و به آن حضرت جسارت می نمود و او هفده بار قبر مبارک سید شهدا علیه السلام را خراب و درو کرد ولی دوباره بنا شد

متوکل در راه زیارت امام حسین علیه السلام دست قطع می کرد و زائرین را به قتل می رساند

(تتمه المنتهی ص322- توضیح المقاصد ص26- تاریخ بغداد ج2ص119-فیض العلام ص26)

 

معدن رجس و خباثت عمرو عاص

اول ماه شوال سال چهل و یک عمرو بن عاص وزیر خبیث معاویه در نود سالگی به درک واصل شد

مادر او نابغه کنیزی بود که عبدالله بن جزعان او را خرید و آزادش کرد او به کار خلاف روی آورد و چون قیمتش نسبت به سایر زنان خلاف ارزانتر بود مراجعه کننده ی زیادی داشت لذا آبروی عبد الله بن جزعان را برده بود و در طهر واحد ابولهب و امیه بن خلف و هشام بن مغیره و ابو سفیان و عاص بن وائل با او زنا کردند و عمرو به وجود آمد

نابغه هنگامی که وضع حمل کرد هریک از آنها مدعی او شدند آخر الامر قضاوت را بر عهده نابغه گذاشتند و او هم عاص را انتخاب کرد به او گفتند چرا عاص را انتخاب کردی با اینکه بجه شبیه تر به ابوسفیان است؟ گفت: ابوسفیان بخیل است اما عاص بهتر نفقه می دهد

عاص در حقیقت کسی بود که پیامبر را ابتر خطاب می کرد و مکرر خاطر شریف رسول خدا را می آزرد تا آنکه سوره کوثر نازل شد

واقعه صفین و قرآن به سر نیزه کردن شهادت حضرت مالک اشتر نخعی واقعه حمکین و کارهای دیگران ملعون روشن است

به اعتراف خودش زمان مرگش می گفت انگار درون من پر از خوار است و مرا از سوراخ سوزن بیرون می کتتد

تتمه المنتهی ص41-مسار الشیعه ص75-فیض العلام ص61و62-

الغدیر ج2ص 120و123